سرگردانی ذهن

۱۴ خرداد ۱۴۰۵
کنت واپنیک
تو بیش از حد در برابر سرگردانی ذهن خود مدارا می‌کنی، و کژآفرینی‌های ذهنت را به طور منفعلانه نادیده می‌گیری.
(م_۲_۶_۴∶۶)
«سرگردانی ذهن» یعنی ذهن از طریق فرافکنی، از خودش دور می‌شود و سر از یک جهان درمی‌آورد.به عبارت دیگر، شما از ذهن خودتان دور می‌افتید.حالا تمام افکار شما معطوف به جهانِ بیرون از شماست؛ و بدن شما نیز به همان اندازه بیرون از شماست که بدن یک شخص دیگر بیرون از شماست.دلیلش این است که منظور ما از «شما»، همان «ذهن» است.
به یاد داشته باشید، منظور از «تو» در این دوره، همیشه فرزند خدا یا همان بخشِ تصمیم‌گیرنده درون ذهن است.بنابراین، وقتی دچار «سرگردانی ذهن» می‌شویم، افکار ما منبع خود را که درون ذهن است ترک می‌کنند و اینطور به نظر می‌رسد که بیرون از ذهن و در جهان مادی هستند.اما ما فراموش می‌کنیم که این افکار چطور به آنجا رسیده‌اند.سپس می‌بینیم که از انواع و اقسام چیزها در این دنیا آشفته و ناراحت می‌شویم.
تنها دلیل ترس ما این است که «ایگو» (نفس) را انتخاب کرده‌ایم.ما به این دلیل نمی‌ترسیم که بدنمان به یک بیماری لاعلاج مبتلا شده، یا چون پول کافی برای پرداخت قسط وام ماه بعد نداریم، یا چون ممکن است جنگی رخ دهد، یا حیوان وحشی در این اطراف پرسه می‌زند.این‌ها دقیقاً نمونه‌هایی از سرگردانی ذهن هستند؛ اینکه فکر کنیم ترسان، آشفته یا مشتاق چیزی هستیم که خارج از وجود ما قرار دارد.در واقعیت، همه این‌ها فرافکنیِ همان چیزی است که درون ماست.به همین دلیل است که ما به تمرین‌های خاص نیاز داریم و باید تمرین کنیم: چون ما «بیش از حد در برابر سرگردانی ذهن مدارا می‌کنیم.»
ما عاشق «خاص بودن» خود هستیم.دوست داریم غرق در آن شویم؛ خواه این خاص بودن ما را شاد کند، خواه ما را به گریه بیندازد.وقتی خاص بودنمان ما را به گریه می‌اندازد، بخشی از وجودمان پنهانی خوشحال است، چون آن‌وقت می‌توانیم ادعا کنیم قربانیِ بی‌گناهِ کاری هستیم که شخص دیگری در حق ما انجام داده است.
بنابراین، بخش منحرفی در ذهن ما وجود دارد که عاشق رنج کشیدن است، تا بتوانیم انگشت اتهام را به سمت کسی بگیریم و بگوییم: «تو این کار را با من کردی».تمام این‌ها نمونه‌ای از سرگردانی ذهن است.به همین دلیل است که باید تمرین کنیم، تمرین کنیم و تمرین کنیم.دلیل اینکه این دوره بسیار دشوار است همین است: چون بیش از حد ساده است!این دوره سازش‌ناپذیر است و هیچ استثنایی قائل نمی‌شود.مطلقاً هیچ چیز در این دنیا وجود ندارد که بتواند به ما کمک کند، همانطور که مطلقاً هیچ چیز در این دنیا وجود ندارد که بتواند به ما آسیب برساند.مطلقاً هیچ چیز؛ به یک دلیل ساده: چون اصلاً جهانی وجود ندارد.
دوره‌ای در معجزات

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است.